نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی

هوالرزاق

نورومارکتینگ (بخش دوم)

لارس پترسن می گوید: بنگاه های اقتصادی نیازمند این هستند که علوم میان رشته ای را در مورد رفتارشناسی مشتری ها به کار گیرند. این بینش باید به طور کامل در فرایند برنامه ریزی استراتژیک تمامی رهبران جای بگیرد.

این رویکرد جدید، مسیرهای تازه ای را در ایجاد مزیت رقابتی و برنده شدن در جدال همیشگی جلب وفاداری مشتری ها به وجود می آورد. نورومارکتینگ نیز به نوبه خود از تلفیق علوم و مطالعات مبتنی بر روش های علمی بسیاری از جمله علوم اعصاب شناختی، روانشناسی، بازاریابی و … تشکیل یافته است.

علوم اعصاب شناختی چیست ؟

حوزه ای است که می کوشد با استفاده از روش ها و فناوری های موجود در علوم اعصاب به بررسی نظام شناختی انسان بپردازد.

در این تعریف باید به توضیح بیشتر دو مفهوم علوم اعصاب و نظام شناختی بپردازیم.

علوم اعصاب دانش مطالعه سیستم عصبی انسان، مغز و پایه های زیست شناختی هشیاری، ادراک، حافظه و یادگیری است.

و نیز علم شناختی به بررسی ماهیت فعالیت‌های ذهنی مانند تفکر، طبقه‌بندی و فرایندهایی که انجام این فعالیت‌ها را ممکن می‌کند می‌پردازد و منظور از نظام شناختی نظام های ذهن انسان مانند ادراک و بازشناسی، توجه، حافظه و یادگیری، زبان، استدلال و تفکر، قضاوت، برنامه ریزی، تصمیم گیری و … است.

روش ها و تکنیک های متعددی برای یررسی سیستم عصبی و مغز وجود دارد که هدف از این روش ها بررسی ثبت مستقیم فعالیت الکتریکی سلول های عصبی است و در اینجا به برخی از رایج ترین آن ها می پردازیم:

1 ) روش الکتروآنسفالوگرافی EEG

در این روش الکترودها روی پوست سر قرار میگیرند و ثبت امواج الکتریکی مغز به صورت غیر مستقیم انجام می شود، امواج حاصل از الکترودهای مختلفی که در نواحی مختلف جمجمه قرار گرفته اند با استفاده از روش های محاسباتی تفسیر می شوند.

2 ) مگنتوآنسفالوگرافی

این روش، شکل کاملتری از فناوری EEG  است که میدان های مغناطیسی تولید شده مغز را اندازه گیری می کند و تصویری از میدان مغناطیسی مغز و نوسانات و تغییرات آن ارایه می کند. مزیت این فناوری نسبت به EEG  این است که قادر است فعالیت نواحی درونی مغز و نه صرفا لایه های بیرونی قشر مخ را نشان بدهد.

3 ) روش تصویربرداری رزونانس مغناطیسی کارکردی FMRI

در این روش با فراهم کردن امکان اندازه گیری میزان جریان خون و اکسیژن موجود در نواحی مختلف مغز، برآوردی از میزان فعالیت سلول های عصبی در نواحی مختلف مغز به دست می آید. این کار از طریق مقابسه هموگلوبین های حاوی اکسیژن و هموگلوبین های فاقد آن انجام می شود. این روش با دقت بیشتری می تواند تفاوت نواحی مختلف مغزی را نشان دهد ، امری که وضوح مکانی نامیده می شود.

4 ) تصویربرداری تانسور انتشار DTI

این روش اساسا یک مدل اصلاح شده از روش MRI است و در ارتباط با حرکت مولکول های آب در ماده سفید کار می کند. ارزش واقعی این روش ، توانایی آن در شناسایی مسیرها و اتصالات موجود در مغز می باشد.

لازم به ذکر است که از میان نواحی متعددی که در مغز وجود دارد، همه آن ها به هم متصل نیستند و شناخت مسیر ها و اتصالات بین این نواحی، دانش ما درمورد نحوه ارتباط و بخش های مختلف مغز با یکدیگر را افزایش می دهد.

5 ) روش آنسفالوگرافی مغناطیسی MEG

جریان های الکتریکی مغز مانند سایر جریان های مغناطیسی وقتی از یک رسانا عبور می کنند یک میدان مغناطیسی ایجاد می کنند. در تکنیک MEG با استفاده از ابزارهای کوانتومی بسیار رسانا می توان میدان های مغناطیسی بسیار ضعیف ایجاد شده توسط مغز را بررسی کرد. با این روش به طور مستقیم عملکرد مغز بررسی می شود.

6 ) روش توموگرافی نشر پوزیترون PET

در این روش ماده رادیواکتیوی به خون فرد تزریق می شود. فراوانی این ماده در قسمت هایی از مغز که سوخت و ساز  یا به عبارتی فعالیت بیشتری دارد بالاتر است. وقتی ماده رادیواکتیو تجزیه می شود، ذراتی به نام پوزیترون ساطع می شود که توسط اسکنری که دور سر قرار دارد ، ردیابی می شوند. با اندازه گری میزان پوزیترون می توان فهمید که کدام قسمت از مغز، ماده رادیواکتیو را بیشتر جذب کرده اند و به احتمال قوی فعالیت بیشتری داشته اند.

7 ) سایر فناوری ها

مواردی که مطرح شد متداول ترین تکنیک ها در زمینه نوروساینس هستند. با این حال فناوری های دیگری همچون توموگرافی محوری محاسبه ای CAT و توموگرافی محاسبه ای انتشار تک فوتونی SPECT نیز در این حوزه مورد استفاده قرار می گیرد. با این حال کاربرد فناوری های از این دست به خصوص آنهایی که از طریق ماده رادیواکتیو انجام می شود مانند CATو SPECT به تدریج کمتر می شودزیرا چنین تکنیک هایی امکان اجام تحقیق بر روی افراد را محدود می کند.

در ادامه به ساختارشناسی مغز در محدوده لازم در مبحث نورومارکتینگ می پردازیم.

با ما همراه باشید

کارشناس ارشد علوم شناختی

ملیکه موحد