هوالرزاق

نورومارکتینگ چیست؟ (بخش نخست)

نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی  (انگلیسی: neuromarketing) نوعی پژوهش آغازین در رفتار مشتری با بهره گیری از ابزار و تجهیزات علوم نوین یا عصب پایه است.

نورومارکتینگ (بخش نخست)

مقدمه

بشر در حال پوست اندازی و به سمت استفاده از علوم نوین در حرکت است. چهار حیطه دانش که آینده ساکنان زمین را در دست خواهد گرفت عبارتند از :

نانوتکنولوژی

بایوتکنولوژی

علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی

علوم اعصاب شناختی

از میان این چهار حیطه، علوم اعصاب شناختی با ساخت و گسترش ابزارهای تصویربرداری و ثبت امواج مغزی با انقلابی بزرگ روبرو شد و پژوهش های علمی با سرعت زیادی در حال انجام و متحول کردن داده های قبلی درباره مغز و رفتار انسان است. این علم در تلاش است با شناسایی ساختار و کارکردهای مغز انسان به شناخت عمیق تر از انسان برسد و رفتارهای او را پیش بینی و کنترل کند.

از طرف دیگر با گسترش بازارهای جدید و توسعه تکنولوژی ، هرروز روش های تازه ای برای استفاده صاحبان کسب و کار در زمینه بازاریابی، بازارسازی و بازارشناسی به وجود می آید. رقابت میان تولیدکنندگان، فروشندگان، خدمات رسانان و صاحبان مشاغل باعث می شود که روش های نوین علم را به استخدام خود در بیاورند. بنابراین برای کسانی که می خواهند سهمی در تغییرات آینده داشته باشند لازم است این علوم را بشناسند و در مسیر رشد فردی و سازمانی خود استفاده کنند.

به علم برگرفته از داده های علوم اعصاب شناختی در زمینه کسب و کار، نوروبیزینس یا کسب و کار عصب محور گفته می شود. سرشاخه این علم نورواکونومیک یا اقتصاد عصب محور است که موضوع آن به زمینه های تصمیم گیری افراد مربوط می شود. این که افراد چگونه تصمیم می گیرند، چگونه خطر می کنند و برای تصمیم های خود چگونه ارزش گذاری می کنند.

نوروبیزینس خود شامل بخش های مختلفی است که در تصویر زیر مشاهده می شود:

نورو مارکتینگ چیست؟

نورو مارکتینگ یکی از رشته های به روز و مورد توجه روزافزون در حیطه برندینگ و مارکتینگ است.

یکی از مهم ترین قسمت های هر کسب و کاری، بخش بازاریابی و فروش است. فروش بیشتر و ساختن مشتریان وفادارتر می تواند بقای یک سیستم کاری را تضمین کند. بنابراین یکی از اساسی ترین بخش های نوروبیزینس، نورومارکتینگ است. نورومارکتینگ تمایل و رفتار مشتری هنگام خرید را بررسی میکند. اما هدف این دانش تنها بررسی رفتار و نگرش مشتری نیست، هدایت مدیران، تجار کارگزاران، مدیران فروش و امور مالی برای جلب رضایت مشتری و نیز ارتباط موثر با دیگر بازرگانان از موضوعات این دانش به حساب می آید.

اولین تلاش‌های آکادمیک در حوزه نورومارکتینگ توسط دانشمند علوم اعصاب Read Montague   در سال 2003 صورت گرفت . در این پژوهش، از گروهی از مردم در حالی که مغز آن‌ها توسط Functional Magnetic Resonance Amaging FMRI (اف ام آر آی) اسکن می‌شد، خواستند هردو نوشیدنی کوکاکولا یا پپسی را بنوشند. این پژوهش نشان داد که در مواجهه با یک برند خاص، قسمت‌های متفاوتی از مغز فعال می‌شوند. به خصوص این پژوهش نشان داده بود که برند معتبری مثل کوکاکولا این توانایی را دارد که کورتس جلویی مغز انسان را فعال کند.با این حال، مصرف‌کنندگان در حالی که نمی‌دانستند دقیقاً چه برندی را مصرف می‌کنند، اکثرشان ترجیح می‌دادند پپسی بنوشند. تحقیق کوکاکولا و پپسی، موج جدیدی از انتقادات را در مقابل ایده‌ی نورومارکتینگ به راه انداخت. اغلب نقدها، ترس و هراسی که ناشی از فهم ناخودآگاه و راز مخفیِ پنهان در ذهن مصرف‌کننده بود را هدف قرار می‌داد.

در نهایت،  در سال 2005 واژه نورومارکتینگ به   Harper Collins به عنوان یکی از دانشنامه‌های بازاریابی اضافه شد.

برای درک بهتر نورومارکتینگ لازم است ابتدا به آشنایی مختصری با علم اعصاب شناختی و روش های آن بپردازیم.

با ما همراه باشید

کارشناس ارشد علوم شناختی

ملیکه موحد